حسن بن نوح القمري البخاري
122
كتاب التنوير (فارسى)
ك كابوس ابن سينا مىگويد : « جاثوم و خانق نيز ناميده مىشود ، و اين بيمارى چنان است كه مردم در آغاز خواب چنان پندارند كه چيزى گران بر روى او افتاده و او را مىفشارد ، دم زدن بر او دشوار مىگردد ، و نتواند آواز يا جنبش كند و چون اين حالت پايان يافت ناگهان از خواب بيدار مىشود ، و اين بيمارى مقدمه و پيش درآمد يكى از سه بيمارى مىباشد : يا صرع ، يا سكته ، يا مانيا . اما اين هنگامى است كه اين بيمارى ناشى از مواد لزجه باشد نه از اسباب و علل ديگر . . . » - از قانون - گفتار پنجم در بيماريهاى مغزى كه زيانهاى آن در كارها و حركات اراديه پديدار مىگردد چاپ روما ( رم ) . كام بتازى حنك بمعنى سقف دهان در فك اعلى ، و بمعنى دهان نيز آمده است و مقصود از آن در متن همين معنى اخير مىباشد . كامه در آبكامه به تفصيل دربارهء آن سخن رانده شد و آبكامه بسخن كوتاه نان خورشى است كه از ماست ، شير ، تخم اسپند ، خمير خشكشده ( رشته بريده ) و سركه سازند ، و آن را بتازى ( مرى ) گويند . و كامخ معرب آنست . كبر بفتح اول و دوم معرب : « كور » . كور پارسى است و آن ميوهايست معروف و ترشمزه كه از آن آچار